ابن سعد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )
18
الطبقات الكبرى ( فارسي )
( 1 ) چون كار ناخوشايندى از من ديدهاى مرا در مدينه گذاشتهاى ، پيامبر ( ص ) خنديد و فرمود : اى على آيا خشنود نيستى كه نسبت به من چون هارون به موسى باشى جز اينكه تو پيامبر نيستى ، گفت : چرا و پيامبر فرمود : اين چنين است . روح بن عبادة [ 1 ] از بسطام بن مسلم ، از مالك بن دينار نقل مىكند كه مىگفته است * به سعيد بن جبير گفتم : چه كسى پرچمدار رسول خدا بود ؟ گفت : حواست كجا است ، معبد جهنى به من گفت : برايت مىگويم معمولا در طول راه پرچم پيامبر را ابن ميسرة عبسى مىبرد و چون جنگ شروع مىشد على بن ابى طالب آن را مىگرفت . صفات ظاهرى على بن ابى طالب عليه السلام يزيد بن هارون از اسماعيل بن ابى خالد ، از شعبى نقل مىكند كه مىگفته است * على ( ع ) را ديدم كه داراى ريش پهنى بود آن چنان كه ميان شانههايش را گرفته بود و سرش كم مو بود و فقط چند تار موى داشت . فضل بن دكين از يونس بن ابى اسحاق ، از قول پدرش ابو اسحاق نقل مىكند كه مىگفته است * على ( ع ) را ديدم و پدرم گفت : برخيز و امير المؤمنين را بنگر . برخاستم و او را ديدم ، ريش او پهن بود و هرگز نديدم خضاب كند . مؤمل بن اسماعيل و قبيصة بن عقبه از قول سفيان ، از ابو اسحاق نقل مىكردند كه مىگفته است * على ( ع ) را ديدم كه موهاى ريش و سرش سپيد بود . فضل بن دكين از شريك ، از ابو اسحاق نقل مىكند كه مىگفته است * پدرم مرا بلند كرد تا على ( ع ) را ببينم ، او را ديدم كه موى ريش او سپيد و سرش كم مو بود . فضل بن دكين از شريك ، از جابر ، از عامر نقل مىكند كه مىگفته است * كودك بوديم و على ( ع ) ما را از ميدان دور مىكرد ، در حالى كه موهاى سر و ريش او سپيد بود . فضل بن دكين از زهير ، از ابو اسحاق نقل مىكند كه مىگفته است * روز جمعهاى هنگام نيمروز با على ( ع ) نماز جمعه را گزاردم . موهاى ريش او سپيد و موهاى سرش از
--> [ 1 ] . روح بن عبادة ، از محدثان بزرگ قرن دوم و آغاز قرن سوم هجرى و بصرى و در گذشتهء 205 هجرى است . گروه زيادى از بزرگان چون احمد بن حنبل از او مكرر حديث نقل كردهاند . رك : ذهبى ، ميزان الاعتدال چاپ على محمد بجاوى مصر ، چاپ اول ، 1963 ميلادى ، ذيل شمارهء 2802 . - م .